رويکرد جديد بنياد، شفافيت است

رويکرد جديد بنياد، شفافيت است

يکي از رويکردهاي سياستي بنياد سينمايي فارابي در سال جاري، تغيير رويه وام‌دهي به سينماگران جهت امر فيلم‌سازي است. کنارنهادن رويه‌اي که سال‌ها سينماي ايران به آن خو گرفته قطعا ساده و شتابناک نخواهد بود. طبيعي است در اين مسير برخي از زواياي ناپيداي روش گذشته روشن‌تر مي‌شود که قطعا چالش‌ها و نقدهاي زيادي به وجود مي‌آورد و به‌اصطلاح سروصداهايي هم ايجاد مي‌کند. اما مهم‌تر از آن، لزوم شفاف‌سازي و وضوح چگونگي و نحوه‌ دادن و بازپس‌گيري وام‌هاست که در اختيار چه کساني، به چه مقدار و به چه شکل توزيع و تقسيم مي‌شود و از دل چنين شفافيتي، مشکلات و آسيب‌هاي آن راحت‌تر در معرض درمان قرار مي‌گيرد و قطعا در درازمدت در گردش مالي سينماي ايران تأثيرات بسزايي خواهد گذاشت. با اعلام رسمي سياست‌هاي فارابي، سراغ عليرضا تابش، مديرعامل اين نهاد فرهنگي رفتيم تا در کنار سؤالاتمان درباره چگونگي و شکل همکاري بنياد با صندوق اعتباري هنر بيشتر آگاه شويم.
شما عضو شوراي سياست‌گذاري جشنواره فيلم فجر هستيد. با توجه به تجربيات ساليان گذشته آيا برگزاري دو جشنواره ملي و بين‌المللي به‌طور مجزا خروجي مناسبي براي سينماي ايران دارد؟
به اندازه کافي درخصوص تفکيک دو بخش جشنواره فجر، در چندسالي که از جداسازي آن مي‌گذرد، صحبت و اظهار نظر شده است که البته موافقان و مخاطبان را به همان مباحث ارجاع مي‌دهم، اما آنچه مسلم است و به گمانم، چه موافقان و چه مخالفان، بر آن صحه مي‌گذارند، اين است که حاصل و نتايج اين دو رويداد فرهنگي، دستاوردهاي غيرقابل ترديدي براي سينما و سينماگران ايراني، چه در داخل و چه در عرصه بين‌الملل، رقم زده است. در آستانه چهلمين سال پيروزي انقلاب اسلامي، سينماي ايران و محصولات متنوع و ارزشمند آن، به چنان شکوه و بالندگي‌اي رسيده که جاي هيچ‌گونه ابهامي را براي دوستان يک‌دل و حتي معاندان لجوج باقي نگذاشته است.
با مراجعه به آمار و سوابق برگزاري 35 دوره که البته با اوج و فرودهايي هم مواجه بوده‌، آيا در بدبينانه‌ترين حالت، مي‌توان منکر ثمرات فرهنگي آن بود؟ استقبال فيلم‌سازان، مخاطبان و طيف وسيع و گسترده‌اي از علاقه‌مندان سينما را که هر سال، بي‌صبرانه، منتظر برگزاري چنين رويدادي هستند، مي‌توان ناديده گرفت؟ اگرچه نمي‌توان منکر انتقادهاي صحيح برخي از هنرمندان و منتقدان و رسانه‌ها هم شد که اميدواريم هرچه جلوتر مي‌رويم، نواقص و معايب مرتفع شود.
درباره تفکيک دو جشنواره ملي و بين‌المللي فجر، فکر مي‌کنم بايد هدف‌گذاري را در هر دوره‌اي مدنظر قرار داد. در دوره‌اي که بخش‌هاي ملي و بين‌الملل در کنار هم برگزار مي‌شد، بيشتر امکانات بخش بين‌الملل صرف اين مي‌شد که ميهمانان خارجي به تماشاي فيلم‌هاي جديد سينماي ايران بنشينند. اين موضوع به درجه‌اي از توفيق رسيده بود که بعضي از مدرسان خارجي در بررسي جشنواره‌ها، در کنار رويدادهاي مختص تبليغ سينماي جهان و سينماي منطقه، سرفصلي براي فجر به‌عنوان رويدادي براي تبليغ سينماي ملي باز کرده بودند. اما بخش بين‌الملل با وجود فيلم‌هاي بزرگ و ميهمانان بزرگ عملا تحت‌الشعاع بخش ملي قرار مي‌گرفت و سينماگران و تماشاگران ايراني حضور گسترده‌اي در اين بخش نداشتند. اگر قرار باشد مأموريت بخش بين‌الملل را تدارک امکاني براي شکل‌دهي به ويتريني براي فيلم‌هاي جديد ايراني بدانيم که دست‌اندرکاران خارجي هم حضور چشمگيري در آن دارند، همان شيوه شايد امروز هم جواب بدهد.
اما وقتي بخواهيم جشنواره‌اي داشته باشيم که به غير از امکان بازاريابي سينماي ايران و حضور برخي فيلم‌ها و چهره‌هاي شاخص سينماي جهان، در اندازه ساير جشنواره‌هاي جهاني قابل ارزيابي باشد، ممکن است ديگر تمهيدات قبلي پاسخ‌گو نباشد. مزاياي جديدي که جشنواره جهاني فيلم فجر ايجاد کرده است، پرتعداد هستند: استقبال دوباره تماشاگران جدي سينما از نمايش فيلم‌هاي متفاوت و ابتکار راه‌اندازي باشگاه طرفداران براي شناسايي مخاطب هدف؛ حضور دست‌اندرکاران بسياري از فيلم‌هاي خارجي در زمان نمايش و برگزاري جلسات معرفي و پرسش و پاسخ؛ افزايش بار علمي با اتکا به کارگاه‌ها و کلاس‌هاي دارالفنون و دانشگاهي؛ ايجاد ارتباط قوي با استعدادهاي آينده کشورهاي مختلف در زمينه فيلم‌سازي؛ انگيزه بيشتر جشنواره در کشف فيلم‌سازاني که با فيلم اول رويکردهايي نو در عرصه سينما را باعث شده‌اند و... .
اين يعني نگاه به جشنواره به‌عنوان فرصتي بين‌المللي که نقش سينماي ايران را در معادلات آينده سينماي جهان کليدي‌تر مي‌کند و به اين رويداد سينمايي وجه‌هاي ديگري در مناسبات جهاني مي‌بخشد. حضور دبيري خوش‌فکر و نيروهايي کارآمد و مجرب باعث شده است بسياري از علاقه‌منداني که در اين دو سال در جشنواره حضور داشته‌اند، از تغييرات در زمينه‌هاي مختلف -‌از جمله برنامه‌ريزي و انتخاب فيلم‌- به نيکي ياد کنند. از همين رو در اين دو سال، بنياد سينمايي فارابي همواره در کنار جشنواره جهاني بوده و در تمام جوانب، از هيچ کمک و حمايتي دريغ نکرده است.
يکي از اهداف مورد نظر شما در بنياد سينمايي فارابي، متناسب‌سازي اين مجموعه بوده، در اين مسير چقدر و چگونه اولويت را به ارتقاي کيفيت عملکرد اين نهاد فرهنگي داده‌ايد. به‌طور مثال براساس اين هدف در بخش فرهنگي فارابي چه کارهايي متمرکز شده است؟
بخش فرهنگي بنياد سينمايي فارابي از ابتداي تأسيس بنياد تاکنون، مرجعيت فرهنگي سينما و پشتيبان محتوايي جريان اصيل سينمايي ايران محسوب شده و مي‌شود. نهضت احيا و توليد محتوا و مضمون، که يکي از رئوس و برنامه‌هاي طرح جامع سينماي ايران است، سرلوحه اساسي اين دوره قلمداد مي‌شود که به‌تبع آن به تشکيل شوراهاي تخصصي با حضور استادان دردمند اين حوزه، نويدبخش بسيار اميدوارکننده‌اي براي توليد آثاري ماندگار است. توجه و اهتمام ويژه به ژانرها و مضامين مهجور، کشف استعدادهاي جوان، تکريم پيش‌کسوتان سينما، ازجمله دغدغه‌هاي دست‌يافتني در دوره جديد است و اميدوارم با همراهي و همدلي اهالي سينما شاهد فصلي نوين از توليدات ارزشمند باشيم.
نحوه اهداي تسهيلات اعتباري به فيلم‌ها و پيوندتان با «صندوق اعتباري هنر» در عين نکات مثبت، اين سؤال را به وجود مي‌آورد که آيا تهيه‌کنندگاني که سال‌ها به گرفتن وام بلاعوض عادت کرده‌اند، به اين روش جديد تمکين خواهند کرد؟ يا اساسا نحوه مواجهه شما با آنها چيست؟
دراين‌باره قبل از هر چيز، بايد بر اين نکته تأکيد کنم که بنياد سينمايي فارابي در هيچ دوره‌اي، حمايتي که در قالب وام پرداخت کرده باشد، عنوان بلاعوض نداشته است. اين اصطلاح، بيشتر برگرفته از کم‌لطفي برخي از دوستاني است که فارابي را در چارچوب يک بنگاه «صرفا اقتصادي» يا «عابربانک» تعريف کرده‌اند. فراموش نکنيم، فلسفه وجودي و اصلي بنياد، حمايت از سينماگران ايراني است که دوره‌هاي مختلف شکل اجرائي آن تفاوت‌هايي داشته ولي چنين حمايتي هيچ‌گاه بلاعوض نبوده است. همواره بنياد با عنايت به بضاعت مالي خود، در صدد حمايت از آثاري که از ويژگي‌هايي فرهنگي و هنري خاصي برخوردار بوده برآمده و با پرداخت وام‌هايي، کمک کرده تا فيلم‌ساز، بتواند اثر مورد نظر خودش را خلق کند. بنياد در چند سال گذشته براي اثبات صداقت خود و به تعبير امروزي، راستي‌آزمايي در امر حمايت، به هنگام دريافت وام‌هاي اعطايي، شکل و قالب ديگري از حمايت را هم مدنظر داشته و آن اينکه بعد از آن، براي کمک به سينماگر ايراني، با خريد حقوق متصوره اثر، شيوه تهاتري پيش گرفته تا فيلم‌ساز، با اطمينان‌خاطر بيشتري بتواند فعاليت فيلم‌سازي خود را ارتقا دهد. بديهي است اين مکانيزمي که به آن اشاره شد، مي‌تواند محل بحث و مناقشه‌اي را فراهم کند که در اين سال‌ها، راجع به منافع يا معايب آن بحث‌هاي مفصلي صورت گرفته است.
در شرايطي که کشور با تکيه بر سياست اقتصاد مقاومتي، گام‌هاي بلندتري را قرار است بردارد، ضمن حفظ استراتژي حمايت از فيلم‌سازان، شيوه‌ها و تاکتيک‌هاي نويني طراحي شد که شما شاهد گام‌هاي اوليه آن هستيد. در شيوه جديد تهيه‌کنندگان وام را با معرفي بنياد از صندوق اعتباري هنر دريافت مي‌کنند و اين شيوه يک فرصت جديد در کنار ساير حمايت‌ها از سينماي ايران است. همچنين براي دولت و سينماگران، بحثي تحت عنوان تمکين، اساسا، سالبه به انتفاع موضوع است. نه ما از سينماگران نجيب اين سرزمين انتظار کلمه ناخوشايند تمکين را داريم و نه شأن آنها ايجاب مي‌کند که از اين‌گونه ادبيات در مباحث فرهنگي، توليدي و اقتصادي استفاده کنند. تأکيد ما همواره بر تعامل، گفت‌وگو، مشاوره و تدبير براي يافتن شيوه‌هاي نو در مديريت منابع سينما و سرمايه‌گذاري در فيلم بوده و خواهد بود.
شنيده‌هاي من حاکي از آن است که هر بار بنياد سينمايي فارابي تقاضاي دريافت قسط‌هاي خود از تهيه‌کنندگان را کرده، موج منفي عليه اين بنياد در رسانه‌ها ديده مي‌شود؛ چرا در اين‌گونه موارد افشاگري نمي‌کنيد؟ علت سکوتتان چيست؟
سينماي حرفه‌اي ايران بيش از هر چيز نيازمند شفافيت و استانداردسازي در توليد و اکران است و به گمان من کلماتي مثل افشاگري در قاموس فرهنگي متوليان سينماي ايران، محلي از اعراب ندارد؛ چراکه حداقل اطلاع‌رساني مسئولان سينمايي دولت تدبير و اميد از ابتداي سال‌92، گوياي روشن و صادقي در بيان اين امر است. اعلام رسانه‌اي حمايت‌هاي توليدي در مقاطع مختلف، شاهد برجسته‌اي است که موضوع نهان و پنهاني وجود ندارد تا بخواهيم از تعبير افشاگري استفاده کنيم. بودجه سال سينماي کشور مشخص است و بارها، آثار مورد حمايت و ميزان بهره‌مندي صاحبان آثار، در سايت‌هاي رسمي بنياد سينمايي فارابي و سازمان سينمايي عيان و شفاف مطرح شده است.
اصلا محاسن اعطاي اين‌گونه وام‌ها يا راه‌اندازي صندوق سرمايه گذاري سينما چيست؟
در رويکردهاي جديد بنياد سينمايي فارابي در حوزه تأمين سرمايه، صندوق سرمايه‌گذاري فيلم راه‌اندازي خواهد شد که مبناي کار در آن براي جلب سرمايه‌هاي مردمي، شفافيت است. گام‌نهادن در اين مسير و شيوه‌هاي نو به تغيير نگرش و رفتار توليد‌کنندگان سينما نيز منجر خواهد شد.
تکليف ساخت فيلم‌هاي به‌اصطلاح «فاخر» چه مي‌شود؟
براساس برنامه‌ها و سياست‌هاي کلان سازمان سينمايي، واگذاري بسياري از مسئوليت‌ها به بخش خصوصي، موضوعي است که در اين سال‌ها، بارها به آن اشاره شده است. بديهي است برخي از فيلم‌ها به‌خاطر مباحث استراتژيک و هزينه‌هاي کلان توليد، از عهده و توان بخش خصوصي خارج است. بنابراين براي راه‌اندازي اين‌گونه پروژه‌ها، بودجه‌هاي ويژه‌اي از سوي نهادهاي رسمي مثل مجلس مورد تصويب قرار مي‌گيرد تا شاهد ساخت آثاري باشيم که ضمن جذابيت در مضمون و محتوا و بهره‌گيري از فناوري‌هاي نوين، بتواند اهداف متعالي فرهنگي را تأمين کند.
با مقوم‌شدن بخش بين‌الملل جشنواره جهاني فيلم فجر، بخش بين‌الملل بنياد سينمايي فارابي چه سرنوشتي پيدا مي‌کند؟ شنيده‌هايم حاکي از کشمکش ميان اين دو بخش است!
از نقد و نظر منصفانه استقبال مي‌کنيم و آن را موجب اصلاح خطا و پيشرفت کار مي‌دانيم، اما متأسفانه براساس برخي از پيش‌داوري‌ها که به نظر بنده، نشئت‌گرفته از قلت اطلاعات آماري دقيق است، بخش بين‌الملل بنياد، مورد بي‌مهري‌هايي، آن هم خارج از دايره انصاف، قرار گرفته است. هيچ‌گاه، عملکرد بين‌الملل بنياد، در سال‌هاي متمادي، مورد ارزيابي منصفانه از سوي منتقدان آن قرار نگرفته است. آيا مي‌توان حضور بين‌المللي و جهاني بسياري از فيلم‌هاي شاخص ايراني در جشنواره‌هاي معتبر دنيا، فروش آثار و جذب شخصيت‌هاي فرهيخته و شناخته‌شده جهاني را که فقط گوشه‌اي از فعاليت‌هاي معاونت بين‌الملل بنياد سينمايي فارابي است ناديده گرفت؟ زحمات همکاران خدوم اين معاونت، فارغ از ادعاهاي رايج و هياهوهاي خصمانه بر هيچ‌کدام از سينماگران ايراني که در اين سال‌ها، شاهد تلاش‌هاي مجدانه آنها بوده‌اند، پوشيده نيست.

چتر سينماي ايران، بدون حضور معاونت بين‌الملل بنياد، در هيچ‌کدام از جشنواره‌هاي معتبر دنيا، شناخته‌شده نيست.
ممکن است بحث‌هايي درخصوص نحوه اجراي برنامه‌ها براي نيل به اهداف وجود داشته باشد، البته معتقديم اختلاف‌نظر خوب است و بايد وجود داشته باشد. اگر اختلاف‌نظري وجود نداشته باشد، هيچ طرح و برنامه‌اي، در آن مرحله‌اي که بايد، محک نمي‌خورد و در نهايت، در زمان اجرا، به پيش نمي‌رود، اما در کليات، اشتراک‌نظرهاي فوق‌العاده‌اي وجود دارد.

به همين دليل و دلايل عديده ديگر است که بنياد حتي يک لحظه از همکاري با جشنواره جهاني فيلم فجر پا پس نکشيده است و نمي‌کشد.
باور دارم که با پاگرفتن هر نهاد تخصصي، به سرمايه‌هاي ملي کشور افزوده مي‌شود و با تخريب ناگهاني هر نهادي که با گذشت زمان در حوزه‌اي تخصصي ريشه دوانده است، خسارتي جبران‌ناپذير به فعاليت‌هاي آن حوزه وارد مي‌شود. معتقدم هر زمان تغييروتحولي لازم باشد، بايد با درک اقتضائات زمان، مديريتي پويا، در چارچوب برنامه‌اي مدون و در چند گام و مرحله به سمت تغيير مأموريت‎‌ها و اهداف حرکت کرد. ايراد اصلي من به همکاران بين‌الملل بنياد، شايد همين باشد که کمتر تمايل داشته‌اند در باب فعاليت‌هاي خود، آنچنان که بايدوشايد، اطلاع‌رساني کنند.
آقاي تابش! منظور از سينماي معناگرا چيست؟
سينماي معناگرا در حقيقت به سينماي معنويت‌گرا اشاره دارد و در سينماي ايران به‌دور از شعارزدگي، در حوزه اخلاق و معنويت و ارزش‌هاي انساني تلاش بسياري صورت گرفته تا شاهد ساخت فيلم‌هاي بسيار ارزشمندي در اين حوزه باشيم. مباحث تئوريک اين قضيه در قالب کتب متعددي که به زيور طبع آراسته شده، برپايي سمينارهاي راهگشا و کانون فيلمي که با اين عنوان شکل گرفت موضوعات سهل و ساده‌اي نبوده‌اند که کسي بخواهد آن را ناديده بگيرد.
اساسا چرا بايد فيلم‌هايي را که باعث مي‌شوند، مخاطبان، فارغ از هر نوع ايدئولوژي‌اي که دارند، به درک تازه‌تري از جهان هستي دست يابند، ناديده گرفت؟ وجدان‌هاي بيدار و زلال نه‌تنها از کنار اين‌گونه آثار به‌راحتي عبور نمي‌کنند، بلکه باعث مي‌شود تا به تعالي روحي و معنوي ارزنده‌اي که شايسته انسان معاصر است، دست يابند.
مأموريت بنياد سينمايي فارابي درخصوص جشنواره بين‌المللي فيلم‌هاي کودکان و نوجوانان چيست؟ آيا باز هم مجزا برپا مي‌شود و يا با هم؟ تقويم اين جشنواره دربه‌در چه‌وقت به ثبات مي‌رسد؟
جشنواره بين‌المللي فيلم‌هاي کودکان و نوجوانان به دبيري آقاي عليرضا رضاداد با قوت تمام در تابستان امسال به‌خوبي برگزار شد. همان‌گونه که مطلع هستيد، اين جشنواره که در زمره جشنواره‌هاي معتبر جهاني محسوب مي‌شود و براي يک دوره پنج‌ساله در اصفهان تثبيت شد، بلافاصله پس از برگزاري جشنواره در تابستان امسال، استارت دور بعدي خود را زده است و جلسات آسيب‌شناسي آن به‌طور مستمر در‌حال برگزاري است. بديهي است با تقسيم کاري که در بنياد صورت پذيرفته، قائم‌مقام بنياد، آقاي حبيب ايل‌بيگي، مسئوليت حمايت از سينماي کودک و نوجوان و اين نوع از فيلم‌هايي را که مخاطبان زيادي دارد، برعهده گرفته‌اند که اميدواريم به‌زودي، جدا از مباحث جشنواره‌اي، موارد مربوط به توليد آثار متنوع در اين ژانر و اکران عمومي آنها نيز در قالب برنامه‌اي مدون پيش‌روي مخاطبان آن قرار گيرد.

منبع: شرق، 4 آذر 96، فرانک آرتا

ارسال نظرات

نام

ایمیل

وب سایت

نظرات شما

هم اکنون هیچ نظری ارسال نشده است. شما می توانید اولین نظردهنده باشد.
-->