گقت‌وگوی ایسنا با مهدی ارگانی
وقتی فیلم‌فارسی کودک را از سینما حذف کرد

یک مدیر فرهنگی معتقد است: رونق سینمای کودک منوط به فیلم خوب و سالن‌هایی پراز تماشاگر است.

به گزارش ارتباطات و اطلاع رسانی جشنواره به نقل از خبرگزاری ایسنا، مهدی ارگانی نام آشنایی در عرصه مدیریت فرهنگی کشور است، وی در سالهای پس از انقلاب به طور پیوسته در مراکز مهمی چون صدا و سیما، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، بنیاد سینمایی فارابی و... از مدیران و مشاوران تاثیر گذار بوده است.

ایسنا با این مدیر به عنوان رئیس هیات مدیره کانون پرورش فکری کودکان و نوجوان و عضو شورای راهبردی سینمای کودک و نوجوان به بهانه حاشیه‌های تفکیک جشنواره کودکان و نوجوانان و دلایل علمی و تجربی این تصمیم، به گفتگو نشسته است.

موضوع تفکیک جشنواره کودک و نوجوان و تبعات بحث برانگیز آن، از دو منظر داخلی و خارجی، قابل بررسی است. در بخش داخلی منتقدان می گویند به جای اینکه مشکلات سینمای کودک و نوجوان مرتفع شود، دست به ابداعات جدید زده می‌شود و در بخش خارجی نیز با توجه به سابقه جشنواره، این یک اتفاق جدید است.

در ابتدای سخنانم مایلم به چند نکته که ماهیت تذکر نیز دارند و بیشتر مخاطبان آن دست‌اندرکاران رسانه‌ها هستند، اشاره کنم. من به نقش و اهمیت رسانه‌ها اعتقاد کامل دارم چرا که اگر آنها وظایف خودشان را در یک جامعه مردم سالار به درستی انجام دهند، کمک شایانی به ارتقاء فکری می‌کنند. با توجه به همین جایگاه و اهمیت است که باید از خود بپرسیم آیا رسالت یک رسانه و نماینده آن که خبرنگار محسوب می‌شود، اینست که فقط رای‌ها را شمارش و جمع آوری و اعلام کند؟ یا اینکه نقطه نظرات صاحبان فکر و ایده را منتقل سازد و تفاوت میان صاحبنظران و کسانی که صرفا علاقمند به سخنرانی برای مردم هستند را نشان دهد؟

به نظرم دوستان متخصص رسانه‌ای، آنهایی هستند که این موارد را مد نظر قرار می‌دهند و این دو شیوه را در پرداختن به یک موضوع از هم تمیز می‌دهند. در گفتگوهایی که اخیرا در باره تفکیک دو جشنواره دیده و خوانده‌ام، از اینگونه موارد بسیار وجود دارد. در مواردی خبرنگار حتی دلایل مخالفت مصاحبه شونده را نمی‌پرسد. اینکه کسی سالها در سایر عرصه‌های سینما حضور داشته، الزما دلیل آن نمی‌شود که حتما سینمای کودک را هم خوب بشناسد!

متاسفانه سینمای کنونی ایران، نسبت به دهه 60 خیلی جنجالی‌تر شده است. در آن دوره سینماگران فقط فیلم می‌ساختند، اما در حال حاضر بیشتر حرف می‏‌زنند، تا اینکه فیلم بسازند.

بد نیست به این واقعیت توجه کنیم که "شورای راهبری و سیاستگزاری سینمای کودک و نوجوان" در پی یک نیاز و دغدغه فرهنگی و مدیریتی، و پس از بررسی و تحقیق و مشورت‌های همه جانبه رییس سازمان سینمایی کشور با اهل فن، تاسیس شده و اعضای آن را سینماگران و کارشناسان خبره در این حوزه و همچنین مدیران ذیربط تشکیل می‌دهند. هدف اصلی این شورا راه‌اندازی تولید و کمک به اکران فیلم‌های خوب و جذاب برای مخاطبان ویژه آن است.

امروزه شاهدیم برخی اشخاص بدون برخورداری کافی از پشتوانه‌های نظری و تجربی درباره سینمای کودک و نوجوان و یا امور مربوط به جشنواره‌های آنها، به گونه‌ای اظهار نظر و انتقاد می‌کنند که ذهن انسان ناخودآگاه متوجه مقاصد سیاسی و یا منافع و مواضع شخصی آنها می‌شود. مصداق بارز موضوع، همین تصمیم اخیر شورای راهبری و واکنش‌های انجام شده نسبت به آن‌ست. شورایی که به صورت قانونی برای سامان بخشی به شرایط تاسف بار سینمای کودک و نوجوان تشکیل شده، پس از بحث و بررسی، پیشنهادی مستدل و تخصصی مبنی بر تفکیک جشنواره‌های کودک و نوجوان از یکدیگر به مدیران سینمایی ارائه کرده است؛ واقعا انگیزه اینهمه هجمه و فشارهای روانی را که از سوی مخالفان طراحی و وارد می‌شود را نمی‌شود، درک کرد.

این یک سئوال منطقی است که چرا وقتی دیگران _در اقصی نقاط جهان _ برای به روز شدن و اصلاح امورشان، یک نظام سنتی را تغییر می دهند و روشی جدیدی را پس از کارشناسی‌های لازم جایگزین می‌کنند، قابل تحسین اند؛ اما وقتی یک شورای مجرب کارشناسی در ایران همین کار را انجام می‌دهد، اولین واکنش نگرانی و اعتراض است؟ چرا منتقدان اینگونه تغییرات، اولین واکنش حسی شان را بی‌آنکه از مبانی آن تصمیم مطلع باشند، نظریه‌ای قطعی تلقی کرده و با ادبیاتی عیبجو بلافاصله رسانه‌ای می‌کنند! این منتقدین حتی به خود مجال مطلع شدن از استدلال بانیان تغییر را نمی‌دهند!

ما تغییر روش و به قول شما ابداع در حوزه‌های مختلف فرهنگی ، هنری و حتی سیاسی و ...کم نداشته‌ایم که در حد طرح فکر و ایده خوب بوده و هستند، ولی درعمل کارایی نداشته‌اند. نگاه بدبینانه نسبت به این اتفاقات جدید هم ناشی از قضاوتی است که در حافظه جامعه هنری موجود است. یعنی ممکن است، اکثر سینماگران یا منتقدان به مجموعه دولت و تصمیم‌گیران و حتی به این شوراهای راهبری و راهبردی که همکار یا مشاور دولت هستند، نگاه مثبتی نداشته باشند. مخالفان هم می‌توانند بگویند اعضای این شوراها افرادی هستند که منافع خودشان را دنبال می‌کنند؟

نداشتن نگاه مثبت به همکاری سینماگران با مدیریت دولتی درقالب شوراهای تخصصی، آسیبی است که باید در جای دیگری مورد بررسی و علاج قرار گیرد. اینهم که تمام مشکلات در حوزه فرهنگ و هنر را صرفا ناشی از مدیران دولتی بدانیم، منصفانه نیست. به نظر من تعامل میان سه رکن مدیران فرهنگ و هنر، رسانه‌هایی که دغدغه فرهنگ و هنر دارند و دست اندرکاران فرهنگ و هنر، می‌تواند بیشترین بازده و تاثیر را داشته باشد.

تفکیک جشنواره‌های کودک و نوجوان، از دو زاویه نظری و عملیاتی قابل دقت و بررسی است و این توقعی است که از رسانه‌های مسئول و دلسوز داریم. اگر هدف رسانه‌ها بهبود شرایط موجود و روشنگری بدون جنجال باشد، نفس جریان‌سازی رسانه‌ای نه تنها مشکلی نیست بلکه یک فرصت تلقی می‌شود. باید به دست اندرکاران اینگونه تغییرات، فرصت تحلیل و بیان دلایل داده شود. چنین پیشنهاداتی حق تبدیل به تجربه را دارند حتی اگر حاصل تجربه، جهش ناگهانی و چشمگیری را رقم نزند. در هر صورت وضع از این که هست حتما بهتر خواهد شد و تفاوت نظر فقط ممکن‌ست در میزان این بهبود باشد.

مدیریت دولتی سینما بدهی معوق و کلانی به سینمای کودک و نوجوان و مخاطبان آن دارد. این یک واقعیت قابل اثبات است که سینمای بعد از انقلاب -که موفق‌ترین دوره سینمای ایران را رقم می‌زند- به سینمای کودک خیلی مدیون است. سینمای نوین ایران در ابتدای راه، به واسطه سینمای کودک و نوجوان جهانی شد. همین اصل در مورد تلویزیون نیز به شکل دیگری صادق است؛ در دهه شصت این برنامه‌ها و سریال‌های موفق کودک و نوجوان بودند که در جذب مخاطب و جریان‌سازی، کارنامه‌های قابل قبولی داشتند. در حقیقت سینما و تلویزیون به کودکان و کارهای خوبی که برای آنها ساخته شده، بدهکارند. جای تسویه چنین دین و بدهی مهمی کجاست؟ جز در شوراهای کارشناسی مرکب از مدیران و سینماگران و متخصصان؟

اگر واقعا نگران این سینمای خاص و مخاطبان آن هستیم، در این مقطع که سازمان سینمایی با تشکیل این شورا گامی برداشته، باید همه فقط به این نکته بپردازیم که سینمای کودک و سینمای نوجوان ایران رونق پیدا نمی‌کند مگر با ساخت فیلم های خوب و داشتن سالن‌هایی که پر از تماشاگر این فیلمها باشند.

برای کسانی هم که نگران شتابزدگی شورا در اتخاذ چنین تصمیمی هستند، مایلم به بخشی از واقعیت‌های فهرست شده برای رسیدن به این تصمیم اشاره کنم.

تفاوت کودکان با نوجوانان، بسیار چشمگیرتر از تفاوت نوجوانان با جوانان است. به همین دلیل است که ارتباط در دنیای کودکان با وابستگی کودک به بزرگسال معنا می‌شود و در دنیای نوجوان با جستجوی استقلال. نوجوانان قرار گرفتن در یک قاب با کودکان را –حتی در محیط خانواده- نمی‌پسندند و از دیده شدن در چنین تصویر مشترکی احساس خفت و خجالت می‌کنند. هرچه کودک با خانواده بیشتر احساس امنیت می‌کند، نوجوان تمایل به فاصله دارد و هم‌کناری با همسالان و دوستان را ترجیح می‌دهد.

علم ثابت کرده که توجه به فرآیند بازی و نقش اسباب بازی در دنیای کودکان، خیلی مهم است. بازی بچه‌ها، بازی زندگی است و سرشار از تخیل‌های ساده در حالیکه بازی نوجوانان، بازی مسابقه و ماجراجویی و اعتراض است. در آثار موفقی که برای نوجوانان ساخته می‌شود، بمراتب بیش از آثار مربوط به کودکان و حتی بزرگسالان، نقد و پرسش و رفتارهای اصطلاحا اپوزوسیونی مشاهده می‌شود.

بنا به دلایل علمی، کودکان و نوجوانان نمی‌توانند در یک بسته واحد فرهنگی، مورد توجه سیاستگزاران و مربیان قرار گیرند؛ بدون شک یکی از دو گروه حقوقشان از دست می‌رود و یا حداقل بخوبی ادا نمی‌شود. حالا اگر در دوره‌هایی و به هر دلیل و دلایلی این کار را نکرده‌ایم و کودکان را با نوجوانان در یک قالب گنجانده‌ایم باید همچنان در این بیراهه به پیش برویم؟ باید حتی وقتی حالا که دانش و اطلاعات ما تغییر کرده، از ترس حرف و حدیث معترضین، همان روش ناکارآمد را ادامه دهیم و تلاشی برای بهبود وضعیت و ایجاد جریانی جدید و صحیح انجام ندهیم؟!

چرا در عرصه ورزش و رشته‌های متعددی از آن، شرایط سنی لحاظ می‌شود و ملاک قرار می‌گیرد اما در عرصه فرهنگ این توجه محلی از اعراب پیدا نمی‌کند. واقعا تفاوت‌های ذاتی و روحی و شخصیتی در این انسانهای در حال رشد، اهمیت‌شان از تفاوت‌های جسمانی در آنها کمتر است. از نظر شورا، این تفکیک مبنای علمی دارد و با واقع بینی در جامعه جوان ایران می‌توان استدلال کرد که این تفکیک از وجوه مختلف به صلاح سینمای ایران و مخاطبان مورد نظر ماست.

اما در پاسخ به بخش آخر سئوال‌تان باید بگویم که هر شورایی برای تشکیل شدن ظرفیت محدودی دارد. یک شورا نمی‌تواند همه فعالان و کارشناسان یک حوزه را در برگیرد اما می‌تواند نحله‌های مختلف و صداهای باتجربه و عملگرا را در خود جای دهد. افرادی که با هر مکانیزمی برای عضویت در یک شورا انتخاب می‌شوند، لابد صلاحیت کارشناسی شان توسط انتخاب کنندگان، مورد بررسی قرار گرفته است و اگر اشتباهی هم در این انتخاب صورت گرفته باشد خیلی سریع آشکار می‌شود و مورد اعتراض سایر اعضای شورا قرار می‌گیرد. اینگونه انگیزه‌یابی‌ها برخاسته از همان ظن و هجمه‌ای است که پیش‌تر به آن اشاره کردم.

چرا در زمانی که اینقدر به جشنواره نزدیک شده‌ایم این اتفاقات رخ می‌دهد؟ چرا زمانی که جشنواره کودک و نوجوان از جشنواره فیلم فجر جدا شد این تفکیک رخ نداد در حالیکه افرادی درشورای راهبری حضور دارند که السابقونند و درآن دوران نیز در امر تاسیس سینمای کودک و نوجوان نقش داشتند؟ و نکته دیگر اینکه چرا درست زمانی که تولید فیلم‌های کودک و نوجوان دچار رکود و مشکل شده بحث تفکیک، مطرح و اجرایی می‌شود؟

اگر این دیرکرد در تفکیک، مربوط به عملکرد من است؛ از همه عذرخواهی می‌کنم! متاسفانه در طول سالهای اخیر با منقطع شدن ارتباط و همکاری بقول شما"السابقون" با مدیریت‌های سینمایی کشور، تجربه کار مشترک مشاوران و دولت آنقدر به کمال نرسید و مجال نوآوری پیدا نکرد تا این مهم زودتر اتفاق بیفتد. قبلا هم عرض کردم؛ اینکه به هر دلیلی این اتفاق تاکنون نیفتاده، مانع و منطقی برای عدم انجام آن در حال حاضر به حساب نمی‌آید. طی سالهای اخیر متاسفانه اغلب فیلمسازان، به دلیل حمایت‌های تولیدی و دولتی به ساخت فیلم‌های نوجوان روی آورده‌اند، نه بخاطر انگیزه‌ای قوی و یا انتخابی از سر باور به این نوع سینما. خیلی از این دوستان وقتی مشغول تصویب و دریافت بودجه تولید فیلمشان بوده‌اند، توجه کافی به شرایط اکران نداشته‌اند. در حال حاضر 43 فیلم سینمایی، از تولیدات سالهای اخیر داریم که بنام و یا به بهانه کودک و نوجوان، ساخته شده‌اند اما هشتاد درصد آنها به هیچ وجه قابل نمایش در سالن‌های سینما نیستند. همکاران شورا مجدانه در تلاشند تا از میان بیست درصد باقیمانده، هر فیلمی که -ولو با اغماض- استعداد نمایش دارد را وارد چرخه اکران کنند. یقینا از حالا به بعد سختگیری شورا در مورد فیلمنامه و سازندگان آثار کودک و نوجوان بیشتر خواهد شد و از مرحله ایده، مراقبت‌های لازم برای رسیدن به اکرانی موفق صورت خواهد گرفت. شورا در تلاشی فشرده و طی جلسات جداگانه‌ای بموازات جلسات اصلی -که برای بحث‌های کلی و استخراج راهکارهای عملیاتی جهت ساماندهی به سینمای کودک و نوجوان تشکیل می شود- طی چهارماه گذشته، کلیه فیلمنامه‌ها و فیلم‌های موجود در آرشیو فارابی را مورد بررسی قرار داده است. مشاهده نتایج این بررسی، جدیت شورا را برای کارشناسی دقیق‌تر حوزه‌های تولید و نمایش و جشنواره و عدم تکرار وضعیت سالهای اخیر، افزایش داده است. اکرانِ مناسبِ فیلم‌هایِ مناسب برای کودکان و نوجوانان در شرایطی متناسب با مخاطب هر گروه، جریان دلخواهی است که شورای راهبری به دنبال راه‌اندازی آن است. وقتی این دو گروه سنی را در کنار هم قرار می‌دهیم شاید در ابتدا و بر اساس عادت، کمبودی حس نکنیم و این وضعیت فیلمساز و مدیر را باهم فریب دهد، اما تفکیک و اکران مستقل و مناسب، تازه مشکلات و مسائل دوران همکناری این دو نوع سینما را عیان می‌کند. پس از تفکیک است که خلاء‌ها و حفره‌های جدی در گذشته این عرصه را مشاهده خواهیم کرد.

یکی دیگر از دلایل تصمیم شورا برای تفکیک، مواجهه با این پرسش بود که مگر در طول سال چند فیلم کودک و چند فیلم نوجوان تولید می شوند که ما را برای برگزاری یک جشنواره سالانه مجاب کند؟ با این تفکیک که در عمل هریک از این جشنواره‌ها را دوسالانه می‌کند، یقینا زمان قابل قبولی برای تولید حداقل بین 6 تا 10 فیلم مناسب برای هر بخش، پیش‌روی فیلمسازان قرار می‌گیرد.

شورا بر آن است که حتما جریان تولید فیلم برای کودکان و نوجوانان، مسیری را از مرحله ایده و فیلمنامه طی کند که در انتها به اکران مناسب و موفق منجر شود و اگر فیلمی در اکران موفق نبود، تهیه کننده آن نیز تحت فشار قرار بگیرد. تنها در این صورت است که تولیدکنندگان فیلم برای کودکان و نوجوانان، هم در مضمون و هم در ساختار، تلاش مضاعف خواهند کرد و اکران عمومی و استقبال مخاطب را نیز در نظر خواهند گرفت. اگر این برنامه اجرا شود دیگر کسی برای انبار کردن و بهرمندی از حمایت‌های دولتی در تولید، فیلم نخواهد ساخت. یکی از علل مهم رکود سینمای کودک و نوجوان، فراموش کردن ضرورت استقبال از فیلم‌ها توسط مخاطبان بجای تایید مدیران و جریان‌های خارج از سینماست. سالهاست این اصل را جدی نگرفته‌ایم که اگر فیلمی را بچه‌ها با اشتیاق ندیدند، پس آن فیلم مناسب بچه ها نبوده ، حتی اگر فلان وزیر یا فلان مدیر آنرا تحسین کند. با داشتن یک برنامه منسجم و داشتن فرصت کافی برای ارایه فیلم به جشنواره‌ای دوسالانه، ان شاءلله فیلم‌های خوب و کافی برای هر دو جشنواره خواهیم داشت و با دستی پر جشنواره‌هایمان را برگزار می‌کنیم.حتی می‌توان، بر اساس تمهیداتی در اجرای جشنواره نوجوانان، بسیاری از مسئولیت‌ها از جمله مسئولیت اداره سالن‌های سینما، میزبانی از مخاطبان و اداره جلسات نقد و بررسی فیلمها را به خود نوجوانان سپرد و مشارکت‌شان را در جشنواره اختصاصی خودشان افزایش داد.

از اهداف دیگر شورا اینست که بنا داریم اهمیت سینمای کودک و نوجوان را به یاد جامعه سینمایی و نویسندگان و داستان‌پردازان ایران و مسئولان فرهنگی و سینمایی -که مقصرین اصلی این تنزل بوده‌اند - بیاوریم! عشق به فیلمفارسی و بازیگران خوش چهره در سینمای بدنه، باعث شده که میانسالان و سالمندان و بچه‌ها از دایره مخاطبان سینما حذف شوند؛ در حالیکه تجربه نشان داده با اکران فیلم‌های خوب برای کودکان، این گروه‌های سنی به اتفاق هم به سالن‌های سینما مراجعه می‌کنند.

اینها از جمله دلایلی هستند که رویکرد شورای راهبری را به سمت تصمیم برای تفکیک دو سینما و دو جشنواره جهت داد تا یکی از با ارزش‌ترین جریان‌های سینمایی کشور، به مخاطبان فراموش شده‌اش، نگاهی دوباره و مسئولانه بی‌اندازد.

برای کمک به سینمای کودک راه‌حل دیگری جز تفکیک وجود نداشت؟ مثلا سیاست‌های تشویقی را در جشنواره لحاظ می‌کردید و بعد اعلام می‌کردید به این دلایل در جشنواره تفکیک حاصل شده است.

تجربه نشان داده که حمایت‌های به اصطلاح گلخانه‌ای عمر زیادی ندارد و به مثابه تنفس مصنوعی است. هر زمان هم که قطع شود همه چیز به پایان می‌رسد! در حالیکه ما باید سلامت فضای طبیعی تنفس را تضمین کنیم. در پاسخ به سئوال قبلی نیز اشاره کردم؛ باید به سمتی حرکت کنیم که مشارکت و مسئولیت پذیری نوجوانان در برگزاری جشنواره خودشان آنقدر افزایش بیابد که در سالهای آینده شاهد برگزاری این جشنواره توسط خود آنها باشیم و ارتباطشان را با دنیای سینمایشان در مسیر تعامل و همکاری دوجانبه قرار دهیم. شاید حمایت‌های گلخانه‌ای آموزش و پرورش و دیگر سازمان‌های مسئول و مرتبط، گوشه‌ای از مشکلات را به طور مقطعی حل کند، اما بی‌تردید پیوند مخاطبان نوجوان با سینمای ویژه خودشان، حاصلی دراز مدت و رو به رشد خواهد داشت. مجسم کنید انرژی حیرت برانگیز نسل نوجوانان جامعه به سینمای ایران تزریق شود. هیچ حمایت دولتی به گرد دستاوردهای آن نخواهد رسید. سینمای کودک نیز با فعال شدن بزرگسالانی که همراهان اجباری کودکان برای مراجعه به سینما هستند، تقویت خواهد شد. به موازات این دو خودکفایی، می‌توان امیدوار بود که انرژی رها شده دولت از عرصه سینماهای کودک و نوجوان، به بخش زیرساخت‌ها منتقل شود. به‌هرحال برای همه ژانرهای سینمایی سرمایه‌گذاری و تلاش روی زیر ساخت‌ها لازم است.

در حال حاضر و در مقطع فعلی، شورا بهترین راه رونق سینمای کودک و نوجوان را بیش از مساعدت‌های مالی، تفکیک آن دو از هم و تقویت هربخش براساس برنامه‌های مخاطب محور می‌داند.

برخی از مخالفان معتقدند؛ که تفکیک جشنواره مبنای علمی نداشته و یک نوع بحث تاکتیکی برای رهایی از بن‌بست مساله استیضاح شهردار اصفهان و عدم تمایل آن شهر و اظهار تمایل همدان برای برگزاری جشنواره بوده است؟ این بحث‌های بعد از انتقال جشنواره به همدان چه دلایلی دارد؟

درباره مبنای علمی پیش‌تر توضیح دادم؛ اما اینکه چرا این همه بدبینی و سوء ظن وجود دارد برای ما هم جای سئوال است. مخالفین این موضوع باید برای دفاع از عدم تفکیک، دلایل اقناعی و متقن ارائه دهند، یا لااقل دلایل خودشان را برای اثبات سیاسی بودن و یا اشتباه بودن این تصمیم مطرح کنند. به لحاظ فنی و عملیاتی هم حتی اگر مسایل مطرح شده، تهدیدی برای جشنواره و سینمای کودک یا نوجوان بوده اند، شورای راهبری با این تصمیم، تهدید را به یک فرصت تبدیل کرده است؛ اصولا یکی از تعاریف مدیریت هنری موفق، تبدیل محدویت‌ها به فرصت‌ها و امکانات است.

اصفهان در مرحله اول، از برگزاری جشنواره در چارچوب ضوابط خاص آن و در سال 94 امتناع کرد، ولی پس از اینکه اشتیاق همدان را برای برگزاری دید، معترض شد. شاید اگر با اصفهان در مورد شرایط محیطی و امکاناتی، هیچ مشکلی نداشتیم و خودشان اعلام نمی‌کردند که به علت اشغال صددرصدی هتل‌هایشان در سال 94 امکان میزبانی ندارند، همچنان به برگزاری جشنواره در اصفهان فکر می‌کردیم، البته همچنان با تفکیک جدی دو بخش کودک و نوجوان از یکدیگر.

از سوی دیگر حتما می‌دانید که شهر همدان نیز یک شهر هنری شاخص بوده و هست و تاکنون رویدادهای فرهنگی و هنری بسیاری با موفقیت در آن اجرا شده است. همدان تجربه برگزاری جشنواره بین‌المللی کودکان و نوجوانان را در چند دوره مختلف با کیفیت مناسب نیز داشته و زیر ساخت‌های آنرا نیز در خود ایجاد کرده است. سینماهای کافی و مناسب و شرایط اقامتی استاندارد برای مهمانان داخلی و خارجی، از نیازهای اولیه یک جشنواره در ابعادی که ما عادت داریم برگزار کنیم به شمار می‌آید که همدان واجد این شرایط است. در کنار اینها همدلی اهل فرهنگ و رسانه و مدیران استان برای انجام این تعهد ملی را نباید از نظر دور داشت. وقتی شهری ظرفیت های لازم از حیث زیر ساخت را دارد و مردم آن نیز مشتاق و علاقمند به برگزاری چنین رویداد فرهنگی در شهرشان هستند، می‌توان جشنواره را با خیال راحت در آن برگزار کرد.

چرا بحث تفکیک در این مقطع مطرح شد؟
در شورای راهبردی موضوع تفکیک سینمای کودک و نوجوان چند ماهی هست که مطرح شده و در نهایت تصمیم گرفته شده بود که در فاز اول، داوری‌ها مستقل و مجزا شوند. صورتجلسه‌های این مباحث نیز موجود است. ولی در آن مقطع تصور نمی‌کردیم این اتفاق می‌تواند برای همین جشنواره امسال رخ دهد.

به غیر از مقوله تفکیک و جشنواره آیا شورا برنامه‌های دیگری برای تشویق و ترغیب پس از جشنواره و اکران رادارد ؟
یکی از برنامه‌های مطرح شده در شورای راهبری، تجهیز برخی سینمای شهرستان‌ها بعنوان سینمای ویژه کودک یا نوجوان است که خوشبختانه دستور آن از سوی ریاست سازمان سینمایی به موسسه سینما شهر ابلاغ شده و هم اکنون نیز مراحل اجرایی‌اش سپری می شود. علاوه بر این با توجه به اینکه خطوط قرمز و مشترکات ما در حوزه سینمای کودک، به بسیاری از کشورهای دیگر نزدیک است، می‌توانیم هر سال تعدادی از فیلم های خوب انیمیشن و زنده خارجی را هم شناسایی و پس از دوبله در سالن های ویژه کودکان اکران کنیم تا هم بچه ها با فیلم خوب آشنا شوند و هم فیلمسازان کشورمان برای ساختن فیلمهای جذاب برای این مخاطبان، افق بازتری داشته باشند.

آیا احتمال اینکه این جشنواره در سایر شهرها برگزار شود وجود دارد؟

بله احتمال اینکه در آینده جشنواره‌های فیلم کودک یا نوجوان در شهرهای دیگر نیز به طور مستقل یا همزمان برگزار شوند، بعید نیست ولی در حال حاضر جذابیت‌های فرهنگی و توریستی شهرهای اصفهان و همدان و همچنین سوابقشان در این عرصه، اولویت و امتیاز ویژه‌ای را برای برگزاری جشنواره‌های بین‌المللی به آنها می‌دهد.
کد خبر: 2634    |    تاریخ و زمان انتشار: جمعه ، ۲۳ مرداد ۱۳۹۴ ، ۱۰:۲۴
Farabi Cinema Foundation
www.fcf.ir