امروز: چهارشنبه 1397/07/04
×
محمدمهدی حیدریان در گفت و گو با روزنامه شرق:
بنياد سينمايی فارابی به سمت تأمين نياز فكری و فرهنگی سینما می‌رود

رئیس سازمان سینمایی درباره مأموریت بنیاد سینمایی فارابی گفت: بنیاد سینمایی فارابی باید به سمت تأمین نیاز فکری و فرهنگی ما برود. یعنی خدماتی ارائه کند که ما در حوزه فیلم‌نامه به بالاترین جای ممکن برسیم.

در فاصله انجام این گفت‌وگو و چاپ آن وقایع زیادی در عرصه سیاست‌گذاری سینما اتفاق افتاد؛ از جمله تغییرات در بخش بین‌الملل فارابی، شکل‌گیری شورای عالی بین‌الملل سینما و نحوه وام‌دهی به فیلم‌ها که هر یک از اینها می‌تواند مبنای یک گفت‌وگوی مستقل باشند. با وجود ضیق وقت مهندس حیدریان، گفت‌وگوی پیش‌رو را به مسائل مبتلابه سینما اختصاص دادیم و بحث‌های بعدی را به آینده نزدیک موکول کردیم.

اگر بخواهیم از رویدادهای مهم سینمایی نام ببریم، بدون‌شک می‌توان از برپایی دو جشنواره ملی و جهانی فیلم فجر نام برد. به نظرم درباره جشنواره جهانی باید در فرصتی دیگر به آن بپردازیم. چون اخیرا کانون کارگردانان و جامعه صنفی تهیه‌کنندگان و همین‌طور انجمن منتقدان سینما خانه سینما خواستار ادغام بخش جهانی و ملی شده‌اند. اما بحث مهم دیگرم درباره شکل برگزاری جشنواره ملی فیلم فجر است. حالا که سه ماه از برپایی آن گذشته، ‌بهتر می‌توان درباره آن اظهارنظر کرد. همان‌طور که می‌دانید این جشنواره با پشتوانه 36 سال تجربه باید به مرحله پختگی رسیده باشد. اما به نظر می‌رسد که جشنواره همچنان در مرحله آزمون و خطا به سر می‌برد! به طوری که هنوز نتوانسته مطالبات طیف‌های مختلف با گرایش‌های متفاوت اهالی سینما را برآورده کند. شاید این مسئله به ساختار اصلی این جشنواره برمی‌گردد؛ الان کار به جایی رسیده که برخی‌ها برای جشنواره خط و نشان می‌کشند و حتی خبر از انشعاب این جشنواره می‌دهند. تحلیل شما از این وضعیت چیست؟
جشنواره می‌تواند تنها یک رویداد برای مقطعی از سال باشد، همچون رویدادهای مناسبتی دیگر؛ اما برخی از رویدادها تخصصی‌اند و فرایندی دارند که در قله آن جشنواره و مراسمی برپا می‌شود. جشنواره فیلم فجر هم از این جنس است که به تولیدات یک سال سینمای ایران می‌پردازد. از سال‌های اول دهه 60 که جشنواره فیلم فجر راه افتاد، نگاه اصلی این بود که نقش اساسی در تولید فیلم‌ها ایفا کند... .

خب همین جا سخن شما را قطع می‌کنم. در اوایل دهه 60 این رویکرد کاملا طبیعی بود. چون سینمای پس از انقلاب نیاز به موتور محرکی داشت تا تولیداتی با محتوای انقلابی داشته باشد. اما این رویکرد در زمان فعلی کاملا کارکرد خود را از دست داده است؟
به این گفته شما هم خواهم رسید. به مرور وجه ملی جشنواره فیلم فجر در بیشتر سال‌ها غالب شد و در برخی سال‌ها هم وجه بین‌المللی آن که درنهایت این دو کاملا از هم مجزا شدند. نتیجه اینکه جشنواره ملی یک کارکرد مشخص پیدا کرد و جشنواره بین‌المللی هم نیاز به آداب و رسومی دیگر که باید متناسب با جشنواره‌های بین‌المللی باشد، ‌پیدا کرد. برای رفع معضلی که شما به آن اشاره کردید، امسال یک برنامه جامع برای جشنواره ملی فجر نوشتیم و مشخص کردیم که اساسا در دنیا در حوزه سمعی - بصری در چه جایگاهی هستیم و باید به کجا برویم. در این مسیر به فضای سایبری هم رسیدیم. خب فضای سایبری مختصاتی را اعمال می‌کند که در دنیا مهم است و ما هم نسبت به آن وظیفه ملی داریم. هرچند برخی از مدیران و کارشناسان تنها نگاه سرگرمی به حوزه تصویر و سینما دارند و نه نگاه ژرف‌نگر. در برنامه اهداف جشنواره؛ این جشنواره به عنوان یکی از حلقه‌های زنجیره سیستم سینما دیده شده است. بنابراین جشنواره، محلی است که باید سینمای ایران را به استانداردها نزدیک‌تر کند. تا جایی که تأکید می‌کنیم، سینما حرفه‌ای است و محل کارآموزی نیست. سینما برای اینکه بتواند درصد بیشتری از مردم را راضی نگه دارد، در جشنواره باید گوناگونی و تنوع محصولات را رعایت کند. بنابراین جشنواره باید کاملا حرفه‌ای و تخصصی باشد. امسال شروع این تغییرات به نفع این اهداف بود. پس هرچیزی که جشنواره را به سمت غیرحرفه‌ای‌بودن پیش می‌برد، ‌متوقف و قطعا اصلاح می‌شود. پس سطح توقعات و استانداردها را بالا بردیم. به همین دلیل در جشنواره امسال تأکید کردیم که حداکثر ٢٢ فیلم انتخاب شود. هرچند هیئت انتخاب دست‌بازتر عمل کردند وگرنه می‌توانست ٢٢ فیلم هم نباشد. معنا و حاصل این تغییر این است که مردم، منتقدان و سینماگران بالفعل و بالقوه با گزینشی از مجموعه صدوچندفیلمی که ثبت‌نام کردند یا 74 فیلمی که توسط هیئت انتخاب دیده شد ٢٢ فیلم که حرفه‌ای‌تر و متنوع‌تر در ژانرهای مختلف بود را انتخاب کردند. پس پیام اول این است که سینماگران عزیز، این کف انتظارات ماست. این ٢٢ فیلم نشان‌دهنده این هستند که کارهای دیگر اگر از اینها ضعیف‌تر باشند حذف خواهند شد. در جشنواره تلاش شد که تنوعی از موضوعات حتما حضور داشته باشد؛ یعنی کمدی، سیاسی، حوزه مقاومت یا جنگی و اجتماعی و... . به نکته دیگری هم توجه شد و اینکه از نظر ما سینما مؤثرترین و مهم‌ترین قالب حرف‌زدن درباره منافع ملی است. پس در فیلم‌ها باید نقد باشد. اصلا سینمای ما باید منتقد باشد. چون سینمای خنثی به کار ما نمی‌آید. اما منتقدی که در داخل کشور باشد و در چارچوب منافع ملی نقد کند. منتقدی که بن‌بستی برایش وجود ندارد. اما معنایش این نیست که حتما راه را هم نشان دهد؛ چراکه ما نمی‌توانیم در سینما در همه حوزه‌ها متخصص باشیم. در نتیجه در قدم اول تلاش شد که این تغییرات ما را به اهداف جشنواره نزدیک‌تر کند.

من متوجه دغدغه‌های شما هستم که در درازمدت آن را دنبال می‌کنید، اما انتقادهایی هم به بخش انتخاب وارد بود که چرا یک‌سری فیلم‌های خوب را کنار گذاشته و اساسا سؤال این است که جشنواره فجر «جشن» است یا «جشنواره»؟ اگر جشنی شبیه مراسم «اسکار» است پس باید متخصصان هر حرفه درباره آن بخش نظر دهند؛ اگر می‌خواهد مثل «کن» یک «جشنواره» باشد،‌پس دیگر بخش‌های فنی محلی از اعراب ندارند. دیگر اینکه در همه جای دنیا جشنواره در زمان و مکان مشخص برای تعدادی از افراد معین برگزار می‌شود، همیشه هم هر جشنواره یک کنجکاوی را ایجاد می‌کند که پس از برگزاری آنها که شرکت نکرده‌‌اند به سراغش بروند؛ اما برای جشنواره فیلم فجر چرا شعبه‌های مختلف داریم در سایر شهرها؟ این کار به نظر می‌رسد غلط است! جشنواره یک تعریف و کارکرد دارد و هر جشنواره‌ای را در ارتباط با مأموریت خودش باید تعقیب کرد. جشنواره بین‌المللی فیلم فجر باید تمام مختصات یک جشنواره را تأمین کند؛ یعنی مسابقه باشد، داورهای بین‌المللی و جای ثابتی داشته باشد و دیگر چند شعبه‌ای هم معنایی ندارد!

اولا جشنواره ملی ما یک مسابقه است، امسال هم وجه رقابتی‌اش روشن‌تر شد. دوم اینکه رویکردش تعقیب‌کردن منافع سینمای ماست و برای رسیدن به درجه «الف» داریم تلاش می‌کنیم. کارکرد دیگر آن،‌ این است که در «دهه فجر» برگزار می‌شود و نمی‌توان حالت جشن‌بودن آن را کم‌رنگ کرد؛ اما متأسفانه خیلی از افراد دارند ناسپاسی می‌کنند، چرا‌که جشنواره فجر دارد در ایام مبارک فجر جور افراد دیگری را می‌کشد که نمی‌توانند در آن ایام جشنواره‌ای درست برگزار کنند! شما بهتر می‌دانید که سینما تنها فعالیت میدانی است که در دهه فجر برگزار می‌شود و مردم تا نیمه‌های شب به سینماها می‌روند تا فیلم ببینند و بانشاط باشند. ضمن اینکه خود سینما هم یکی از مهم‌ترین دستاوردهای انقلاب اسلامی محسوب می‌شود؛ بنابراین باید قدردان این سینما بود که هر دو روز یک بار جایزه بین‌المللی دریافت می‌کند. سینماگران ایران با توقعات پایین، حوزه‌های دیگر را در عرصه‌های بین‌المللی ‌نمایندگی می‌کنند. این در حالی است که مردم نمی‌توانند با دستاوردهای دیگر حوزه‌ها ارتباط برقرار کنند!

منظور شما تلویزیون است دیگر؟
به‌هرحال کارکرد‌های سینما و جشنواره‌های فیلم فجر این مأموریت را درست انجام می‌دهند. بحث دیگر ما این است که در جشنواره فجر به سمت عدالت فرهنگی هم برویم. در نتیجه باید «تولید» و مهم‌تر از آن «توزیع» عادلانه فرهنگی در همه‌جای کشورمان صورت پذیرد. تا کی می‌توانیم دنبال سانترالیسم فرهنگی (تمرکزگرایی) باشیم؟ درحالی‌که در دنیای امروز هر نفر درعین‌حال که مصرف‌کننده است، تولیدکننده هم هست. فضای سایبری هم چنین فرصتی را در اختیار همه قرار می‌دهد؛ بنابراین اگر ما خوراک فرهنگی برای مردم آماده نکنیم و امکانات لازم را به‌طور عادلانه در اختیار مردم قرار ندهیم، عرصه را بی‌بروبرگرد واگذار کرده‌ایم! بنابراین ما برای تأمین عدالت فرهنگی باید بتوانیم عادلانه همه مردم را به تولیدکننده تبدیل کنیم.

پس ناگزیرید که استراتژی برگزاری هم‌زمان جشنواره فیلم فجر در تهران و شهرهای دیگر را ادامه دهید؟
ناگزیریم چنین کنیم، چون دنیای امروز، ‌پیشرفت تکنولوژی ارتباطات و سیطره فضای مجازی ما را مجبور کرده است. برای تحقق این امر هم فرصت‌های آموزش‌های مجازی را فراهم می‌کنیم؛ بنابراین ما جشنواره را به 31 استان برده‌ایم تا فضای کشور تولیدی- فرهنگی شود.

بنابراین می‌توان گفت جشنواره فیلم فجر به هیچ جشن و جشنواره‌ای در جهان شبیه نیست و مدلی است مختص کشورمان ایران؟
بله، درواقع این عدالت فرهنگی در جشنواره از طریق خانه سینما، ‌مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی و انیمیشن، ‌انجمن سینمای جوانان، بنیاد سینمایی فارابی و... محقق می‌شود. ما در کل کشور 60 دفتر سینمای جوان داریم که تا سال آینده باید 60 دفتر دیگر هم اضافه شود. یا قرار است شعبات خانه سینما در کل کشور را راه‌اندازی کنیم؛ مثلا آقای شهسواری که الان مدیرعامل خانه سینما هستند، از این به بعد باید مدیرعامل «خانه سینمای ایران» شوند یا دیگر یک فیلم‌بردار در بوشهر نباید برای رفع مشکلات صنفی‌اش از آنجا به تهران کوچ کند.

خب این نگاه کاملا منطقی و ناقد تمرکزگرایی است؛ یعنی شما می‌خواهید نهاد‌های مدنی بیشتر تقویت شود تا دخالت دولت کمتر شود؟
اصلا «نهادهای مدنی» همین‌جا معنا پیدا می‌کند. پس ما به‌دنبال آن هستیم که تاجایی‌که مخاطب داشته باشیم، فضای کشور را فرهنگی کنیم؛ جلوه‌گاه این فرهنگی‌شدن یکی جشنواره و دیگری در شعبات «خانه سینما» و امثال آن است مثل «خانه مستند». برای «موزه سینما» هم می‌خواهیم شعبه راه‌اندازی کنیم، بناست در استان فارس، مشهد و منطقه آزاد اروند یک مکان قدیمی که نشانه‌های فرهنگ ایران را دارد، به این کار اختصاص دهند. ما میراث‌دار فرهنگ و هنر ایران هستیم، پس باید نشانه‌هایش را در آن منطقه و شهر مثل جوایز و اسناد، کپی برابر اصل کنیم و به نمایش درآوریم یا اسناد و دست‌نوشته‌های دیگر. تا مردم همان شهر یا منطقه سابقه حضور سینما را متوجه شوند و از شرایط کنونی و جوایز بین‌المللی هم اطلاع پیدا کنند. فراوانی و تنوع این موضوعات گفتمان فرهنگی ایجاد می‌کند. به نظرم این دوره انتقال است که باید مردم را از این مسیر بگذرانیم تا به شرایط آتی برسند که ان‌شاءالله وضعیت بهتر خواهد شد.

همان‌طور که می‌دانید به‌اصطلاح کفگیر سینمای داستانی هم به ته دیگ خورده و چندان خلاقیت ندارد اما خوشبختانه در ادارات تحت نظر سازمان سینمایی مثل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی که اخیرا انیمیشن هم به آن پیوسته، ‌شاهد کارهای خوبی هستیم و خوشبختانه شاهد شکوفایی در فیلم‌های مستند و در عرصه فیلم کوتاه هستیم. طبعا چنین جاهایی اعتبارات و بودجه آنها باید در سال جدید افزایش پیدا کند. درعین‌حال در جاهایی مثل «مدرسه ملی سینما» خروجی موفق‌آمیزی نداشته؛ چرا «مدرسه ملی تعطیل نمی‌شود؟
در برنامه جامع آمده که آموزش نیروی انسانی به این شکل کار ما نیست و دانشگاه‌ها باید به این کار بپردازند. در نتیجه با این نگاه وجود «مدرسه ملی سینما» ضروری نیست اما فاصله دست‌اندرکاران فعال ما با اتفاقی که در فیلم‌سازی در دنیا می‌افتد، زیاد است و این فاصله را باید مدرسه پر کند.

در این مسیر وظیفه «خانه سینما» چیست؟
«خانه سینما» اگر بتواند وظایف صنفی خود را هم انجام بدهد، خیلی خوب عمل کرده است. «خانه سینما» باید صنف مسئول تربیت کند. مثلا تهیه‌کننده واقعی کیست و... و به احوال تمام نیروهایش رسیدگی کند. چون در تجاری‌ترین نوع نگاه اگر مثلا دستیار فیلم‌بردار هم حالش خوب نباشد، به تولید یک فیلم ضرر می‌زند. پس «خانه سینما» باید صنوف حرفه‌ای و مسئول را ایجاد و حمایت کند و البته اصلی‌ترین همکار مدرسه هم خواهد بود.

در‌حال‌حاضر مأموریت بنیاد سینمایی فارابی باید چه باشد؟‌
بنیاد سینمایی فارابی باید به سمت تأمین نیاز فکری و فرهنگی ما برود. یعنی خدماتی ارائه کند که ما در حوزه فیلم‌نامه به بالاترین جای ممکن برسیم. فیلم‌نامه‌های امروز ما دو ایراد دارند؛ یکی جوهره اصلی آن است که درام باید اطراف آن شکل بگیرد و دیگری ساختار درام است که متأسفانه هر دو مشکل دارند. ضمن اینکه سینما باید ژانرها و موضوعات مختلف را درخود جای دهد که اینها خود به خود شکل نمی‌گیرد و باید به آن توجه شود. خودتان دیدید که در دو سالی که این موضوعات رها شد، چه فیلم‌هایی روی پرده سینما آمدند! پس یک جایی باید به روش فرهنگی، سینما را به رشد و ارتقا برساند و آن جا بنیاد سینمایی فارابی است. بحث بازآموزی حرفه‌ای‌های سینما یا حرفه‌ای‌کردن سینما به جهت تخصصی، کار جایی است که بتواند به طور علمی انجام دهد یا با مراکز علمی دنیا ارتباط برقرار کند. «مدرسه ملی سینما» باید چنین جایی باشد؛ چراکه به نظر می‌رسد دانشگاه‌ها در حوزه سینما به قدر کفایت خروجی مفیدی نداشته‌‌اند!.

یعنی می‌خواهید «مدرسه ملی سینما» را با مأموریت جدید احیا کنید؟
بسیاری از کارهایی را که انجام شده من هم مثل شما قبول ندارم و حذفش کردیم.

تکلیف گروه «هنر و تجربه» چه می‌شود؟ آیا وظایفش را تغییر می‌دهید یا به همان روش قبلی ادامه می‌دهید؟
گروه «هنر و تجربه» به یک دلیل تأسیس شد. ما تعداد زیادی فیلم داشتیم که امکان اکران عمومی نداشتند. اینجا شکل گرفت تا با حمایت دولت امکان اکران این نوع فیلم‌ها فراهم شود. این انتظار حداقلی است اما ادامه‌اش می‌تواند سینما را منحرف کند!

چطور؟‌
ببینید سرمایه‌هایی را که صرف تولیدات شخصی و به‌اصطلاح راضی‌کردن خود فیلم‌ساز می‌شود، بدون اینکه توجهی به هنر داشته باشد، کنار می‌گذاریم. چون این راه غلطی است! وجود یک هیئت علمی که سینما، رسانه و بیان تصویری را بشناسند، باید سبب شوند که فیلم‌های سینمای تجربی ساخته شوند. جریان اصلی در مسیر خودش پیش می‌رود. اگر ما نتوانیم در حوزه هنر و تجربه یعنی تجربیات جدید خلاقانه و بیان هنری تازه دستاوردی داشته باشیم، ‌اصل ماجرا را که سینمایی خلاق و به‌روز است، از دست خواهیم داد. بنابراین گروه «هنر و تجربه» باقی می‌ماند اما با مأموریت اصولی‌تر.

اما خوب می‌دانید که در همه جای دنیا بخش تجربی هنر را دولت‌ها حمایت می‌کنند؟
بله پس برای سینما ضروری است و باید حمایت شود. ما هم حمایت می‌کنیم. ضمنا که در استان‌های مختلف برای اینکه گفتمان فرهنگی و هنری ایجاد شود، پاتوق هنری راه‌اندازی می‌کنیم و کارشناس‌های هنری هر استان را جمع می‌کنیم تا کمک به ایجاد این گفتمان شود. همه اینها مجموعه‌ای از حمایت‌ها است که باید انجام شود.

هجمه‌های اخیر به خانه سینما را چگونه تحلیل می‌کنید؟
بیشتر از این تهاجمات را حاصل تمرین‌نکردن ما در کلان‌نگری، ترجیح منافع جمع به فرد و دوراندیشی به جای امروز‌نگری می‌دانم. خانه سینما به‌عنوان مجمع صنوف سینمایی بهترین کالبد برای همین رویکرد و کلان‌نگرانه است که عرض کردم. مراقبت در ایجاد و استقرار صنوفی که حرفه‌ای‌بودن سینما و امنیت شغلی را تضمین کند با فعالیت خانه سینمایی که فراگیر باشد، به دست خواهد آمد.به‌هرحال ضمانت سلامت هر مجموعه در شفافیت عملکردها و نظارت مستمر، حاصل ‌می‌شود؛ خانه سینما هم برای نظارت قاعدتا یک سازوکار حقوقی دارد که بهتر است گزارش‌هایش را منتشر کند و سایر تصمیمات نیز اطلاع‌رسانی صنفی و عمومی شود.

کد: 1199 | دوشنبه 24 ارديبهشت 1397 ساعت 14:43
223
FCF News | دوشنبه 24 ارديبهشت 1397 ساعت 14:43